پرش به محتوا

درود بر همه دوستان و یاران همراه

پروانه ی ما بیش از سی و اندی سال دور بچه های شهرم گشت
سوخت و ساخت

هم با دردهایش ساخت
هم انسان ساخت و به ایران تقدیم کرد

پروانه قصه ما مثل همه پروانه ها مهربان بودو آرام

نگاهش میکردی همان لبخندی را که تحویل بچه های معصوم میداد را به تو نیز ارزانی میکرد .

پروانه قصه ما بالهایش نازک شده بود بس که روی شمع ها گشت و سوخت

حالا کسی هست که بگوید پروانه ما دیگر نیست ؟؟؟نه او هست مثل همه ی پروانه های دنیا

تا همیشه ی تاریخ که صدای آموختن در کلاس هاس درس می پیچد
در ساعات اولیه امروز خبری به دستمان رسید که روحمان را نالان کرد
همکار بسیار بافرهنگ و دانایی را از دست دادیم که سالها طول خواهد کشید نظیرش یافت شود
خانم سیده نسا مصطفوی آموزگار کوشا ، پیگیر و خستگی ناپذیر شهر چابکسر دعوت حق را لبیک وگفت و به دیار جاودان ها رفت .
گفتن و نوشتن برایمان سخت است و فقط باید صبر کرد و مطیع امر باری تعالی بود و بس .
آری پروانه قصه ی ما هرگز نمی میرد .
و اما
امیر عزیزم

می دانم که چه روزها ی سختی را پشت سر نهادی و پیش رو نیز خواهی داشت
در این وقت جز دلداری ات چیزی ندارم که بگویم
پروانه قصه ما پروانه خانه شما هم بود و تو بیشتر می دانی حال نبود مادر یعنی چه
بابت تمام تلاش هایی که در مدت بیماری مادرت به همراه پدروخانواده بزرگوارت برای مادر کشیدی فقط می توانم بگویم آفرین پسر
حق فرزندی را خوب ادا کردی و من همیشه شاهد بودم که مادر می گفت از امیرم راضی م
آفرین به توو پدر که یاد دادی به ما تا زنده هستیم کنار هم باشیم و قدر هم را بدانیم
برای روح بزرگ ش بلندترین جایگاه را از خدا آرزو دارم و از خدا می خواهم که به شما و خانواده عزیزت شکیبایی عطا کند تا بتوانید براین غم بزرگ چیره شوید .
مارا نیز در غم تان شریک بدانید
روحش شاد یادش گرامی راهش پویا

حکمت و رحمت

شهریور ۲۰

درود بر همه دوستان چون گل م
نبودنم را بابت نداشتن اینترنت و خرابی کامپیوترم ببخشید ولی باور کنید به یاد همه تان بودم
سپاس از دوستان خوبم که سالروز تولدم را تبریک گفتند و من فرصت تشکر را دراین دنیای مجازی از آنان نداشتم
خواهر خوبم شبنم عزیز واقعا سپاس که به یادم بودی و کاش قدرت جبران محبت شما را داشته باشم .به هر صورت از همه تان ممنونم .
***********************************************************
حکمت و رحمت
خدا خودش می داند که چه صلاح ماست آنچه لیاقت ش را داریم ارزانی میکند و گاهی صلاح ما در آینده مشخص می شود وباز خدا به فکر ماست .حتی گاهی فکر میکنیم دعاهایمان را نمی شنود ولی نه او می شنود حتی ناشنیده می داند ولی بدانیم که حکمتی در کار خداست .
از خراش هایی که اطرافیان بر روح تو می کشند دلگیر نشو این طبیعت زندگی ست که هرکسی به تو نرسید چنگ می زند تا خود را به تو نزدیک کند تو بخند و مرهمی بر زخم هایت بگذار .
گاهی برخی نمی دانند متلک ها و زخم های زبانشان از تیغ هم عمیق ترست هی زخم می زنند ،هی زخم می زنند. تو کنارشان نمان بیا اندکی این سو تر. بگذار انقدر تیغ بزنند به هوا که خسته شوند خدارا چه دیدی شایدتیغ شان به خودشان نیز خورد. البته تو این دعا را نکن .باز بگذار به آینده.
گذشت زمان خیلی از مشکلات را حل میکند و واقعیت از پشت ابرها به همه درود می فرستد.پس شعی نکن از ان پیشی بگیری چون فقط خودت را دلگیر میکنی .
راستی گاهی وقت ها باید با هر کسی مثل خودش برخورد کرد البته نه به همان غلظت البته باز هم بگویم ها فقط با برخی رفتارها
این که مرد خدا باشی و فقط حرف ش را بزنی خوب نیست و به قول معروف گر دین نداری آزاده باش این را خیلی ها شعار میدهندولی در عمل اینگونه نیستند به انها هم کاری نداشته باش بسپارشان فقط به خدا همین و بس
اگر اشتباه یکی را به او گوشزد کنی در گوشه ای و به تنهایی باز از تو می رنجد .پس بهتر است ایراد برخی را هم به انها نگویی بگذار سرشان به سنگ بخورد این هم حکمتی دارد که من و تو نمی دانیم .
آدمهای چند رنگ همیشه بوده اند نمی توانی انها را پاک کنی اصلا پس بی خود ، خودت را به دردسر نینداز و خسته نکن . تازه برخی از انها بیشتر خوششان می آید که در دید باشند .بهترین کاراین ست که از کنارشان بی توجه بگذری تا کم رنگ شوند و محو .
وقتی دلت پر می شود مسافرت برو و اگر مثل پروا دستت خالی ست که به سفر بروی یک عصر را فقط به گشت و گذار در اطراف شهرت سپری کن و از دیدن بیابان هاو سنگ و کلوخ و حتی گرد و خاک و هر چه خدا داده لذت ببرو بگو خدایاشکرکه می توانم ببینم
کسانی را که در سختی ها تنهایت نگذارده اند را هرگز از یاد نبر . اینان معنی واقعی زندگی را دریافته اند و میدانند که دنیا همیشه اینگونه نخواهد ماند .آماده باش تا تو هم روزی دست شان را بگیری .بی معرفتی نکنی ها که زود از یادت برود .
گاهی یادمان می رود که خدایی کنارمان ست و دست مان را میگیرد و مانده ایم یک ادم خاکی دست در دست ما دهد .و یادمان می رود که باید همیشه دست خدا در دست مان باشد چه در شادی چه در غم .
پس توکل بخدا
بازهم شروعی تازه

درود بر همه دوستان گلم

 

وقتی این همه نعمت ت را می بینم و باز از تو غافلم ،دستان ت را  حس میکنم که ارام میکوبی برشانه هایم و میگویی تو فراموش کردی رضا ،من که فراموش ت نکردم

سپاس بیکران برتو باد که غفلت هایم را نادیده میگیری

اشتباهاتم را می پوشانی

ناسپاسی هایم را نشنیده می گیری

وصدای بلندم را با لبخندی جواب میگویی

سپاس  از تو که هرجا سختم آمد شانه خالی کردم   تو محکم هوایم را نگه داشتی و گفتی فقط بگو توکل به خدا

مرا ببخش که برای رسیدن به اهدافم در روی زمین به همه رو زدم و باز اخر بر در خانه تو نشستم

مرا ببخش که اگر کارخوبی کردم  به دید خودم ، جار زدم تا همه متوجه گردند و تو باز لبخند زدی که من از دل تو خبر دارم پروا

شاید من ندیدم که کودک همسایه چطور تو را سپاس گفت  و ساعتها برایش از تو گفتم در حالی که او تورا از من زودتر دید و درک کرد.

مرا ببخش که همه چیز را برای خود خواستم  و یادم رفت روی زمین خدا خیلی های دیگر هستند که محتاج ترند.

اگر اسیر حاشیه زندگی شدم و اگر چیزهای بی ارزش دنیا چشمانم را بست تا زیبایی های آفرینش را نبینم همه از کوچکی من است و بس .

اگر مدتهاست بزرگتر ها را فراموش کردم  از کوچکی سطح دید من ست

پروردگارا

مرا ببخش اگر روزهای خوشم ،از یاد می برم که هرچه دارم از تو دارم و روزهایی که خودم برای خود تیره میکنم را گله بر درگاه تو می آورم .

مرا ببخش اگر در نگاهم به مردم نفع شخصی و آینده زمینی خود را دیدم  ویادم رفت هرچه دارم از تو دارم

پروردگار حرف برای گفتن و عذر خواهی از درگاهت بسیار است چون گناهانم بسیار است فقط  آنی و لحظه ای مرا به حال خود وامگذاری  که  بسیار کوچکم و نیازمند یاری تو .

((یاران همراه – گوشه چشم دعاهایتان آرزو برای تندرستی بیماران بستری و اسیر بیمارستان ها نیز باشد  که بسیار چشم به راه دعای شما هستند ))

آمین   – یاحق

 

درود بر همه یاران همراه

برخی آدمهای  اطراف مان را که می بینم  متوجه می شوم یک گم کرده دارند که از طرز نگاهشان می توان فهمید .

اما

برخی گم کرده شان را پیدا کرده اند . و اینان چقدر به خدا نزدیکند

چقدر راحت صدایش می زنند و چقدر راحت با او سخن میگویند. و اصلا هم مهم نیست چند کلاس سواد دارند و دکوراسیون خانه شان چگونه است .  هیچ

چقدر ارام و راحت زندگی میکنند . از کنارت که رد می شوند یک حس خوب به تو میدهند  …………..حس خوب آرامش

اصلا بوی آرامش را از دور هم می توانی درک کنی

تا فردا کنارشان بنشینی  پشت سر کسی نمیگویند . داد نمی زنند  چنگ به صورت کسی نمی اندازند و برای یالا رفتن  ، تو را پله نمی سازند .

به مشکلات لبخند می زنند و اصلا جو گیر نمی شوند که یکمرتبه بروند به اوج و ناگاه بیایند بر زمین .

به خاطر هیچ و پوچ دروغ نمیگویند  .

ازین دست ادمها خیلی هستند دور مان ولی چون سر وصدا ندارند و قیل و قال نمیکنند ما راحت از کنارشان میگذریم .

عینک بد بینی را به دور انداخته اند و هیچ برایشان فرقی ندارد که پست دارند !مقام دارند!

وای خدا چقدر آرامش دلنشین است و چقدر برخی از ما به آب و آتش میزنیم  ….بیهوده

بیایید یک بار هم ما امتحان کنیم و ببینیم می توان این حس ارامش را به دوستان خود هدیه دهیم

*********************************************************************

راستی تا یادم نرفته :

هرگاه رشته  اتصال به بالا برقرار شد و گوشه چشم تان خیس،  بیماران را از دعای خیرتان بی نصیب مگذارید

 

درود

تو ثابت  کردی مرد بودن به جنسیت نیست کوثر

همینکه یک تنه در برابر این همه درد  می ایستی  مردی .

این همه عمل جراحی را تحمل میکنی مردی

استقامتت را می ستایم  وقتی میبینم یک کودک پنج ساله،  رشید در برابر سختی ها می ایستند  تعجب می کنم که تواین همه قدرت را از کجا بدست آورده ای

آفرین بر اراده ات

آفرین بر استقامت و پایمردی ات کوثر

همت بلندت را می ستایم  وآرزو دارم همچنان مقاوم در برابر مشکلات بایستی  و خدا مثل همیشه یاری ات کند  تا تمام قله های افتخار را گام نهی .

یاران همراه ،کوثر عزیزمان را با دعای خیرتان همراه باشید

یاحق