...

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد

                                      

                                                                    







ADS


داستان بلند بردگي
 
داستان بردگی on Instagram: “داستان های بردگی: قسمت دهم…….. بلند شدم …
https://www.instagram.com/p/BeH7c8cn0B1/ – Translate this page
Jan 19, 2018 – 72 Likes, 4 Comments – داستان بردگی (@dasatan_bardegi) on Instagram: “داستان های بردگی: قسمت دهم…….. بلند شدم دیدم فرناز ده بار نوشته کجا رفتی بعدشم فوش داده و بلاک…”
داستان بردگی on Instagram: “بلند شدم رفتم تو اتاق لباسشو پرت کرده …
https://www.instagram.com/p/BgbtOGUl1-9/ – Translate this page
15 Likes, 10 Comments – داستان بردگی (@dastan_mistress) on Instagram: “بلند شدم رفتم تو اتاق لباسشو پرت کرده بود ی شلوارک و تاپ پوشیده بود رفت از تو اتاق بیرون داد زد…”
داستان میسترس سحر2 | عاشقان بردگی برای خدای خود یعنی ارباب هستی
https://bardemistresshasti.wordpress.com/…/داستان-میسترس-سحر2/
Translate this page
Mar 16, 2008 – خوب میسترس هستی افتخار ویرایش و دادن و اینم قسمت دوم داستان! … رم و باز كردم و رفتم بازش كردم و مثل يه گوشت لخت افتاد رو پام با پام صورتشو بلند كردم و بعد يه داد بلند زدم و گفتم يالا بلند شو توله سگ اونم از ترس سريع بلند شد بعد سوارش شدم و گفتم برو اشپز خانه اون نميتونست راه بره منم گفتم واي به حالت …
داستان | عاشقان بردگی برای خدای خود یعنی ارباب هستی
https://bardemistresshasti.wordpress.com/2008/02/25/داستان/
Translate this page
Feb 25, 2008 – داستان. سلام.امروز مي خوام براتون داستان خودم و سگ كثيف و اشغالم را براتون تعريف كنم.من سارا هستم و 20 سال دارم و دانشجو هستم.من در يكي از روز هاي گرم تابستان … و بعد اون يكي صندلم رو انداختم جلوش و شروع كرد بعد از يه مدتي پارس كرد منم با يه لبخند تحقير اميز گفتم بلند تر توله سگ و اينبار بلند تر پارس كرد.
داستان اسارت (قسمت اول) | تحقير
https://tahgheer.wordpress.com/2012/01/09/captive-story/
Translate this page
Jan 9, 2012 – قد بلند و اندام متناسبی داشت و و در کل زن جذابی مینمود و عاشقان دلخسته زیادی داشت…دوستش مهشید با اینکه در دانشگاه با او همکلاس بود اما به خاطر مشکلات مالی نتوانسته بود مدرکی بگیرد و سال سوم قید مدرک گرفتن را زده بود و در یک شرکت خصوصی منشی مدیر عامل بود…چشمهای سبزی داشت و کمی درشت جثه ترو البته …

 







NS